از کیفیت پایین تحصیلی تا شکاف های قومی در دانشگاه های افغانستان

آزادمنش

بحث از پایین بودن کیفیت تحصیلی، سیستم کهنه، استادان نیمه با سواد، عقده گشائی های قوی- مذهبی، رابطه های مسأله دار بعضی از استادان با دانشجو و... از داغ ترین مباحث دانشجویی به شمار رفته و اکثر آن ها، اینک به عقده های سخت دانشجویی تبدیل گردیده است. یعنی کیفیت تحصیلی پایین و استعداد کش، سیستم کهنه و دیکته ای، استادانی که توانایی ارضاع اذهان حسابگر دانشجویان را ندارند و... نه تنها که باعث سرخوردگی و خلق هزاران نوع عقده در دانشجویان گردیده، بلکه زمینه ساز افزایش نسل بی سواد دانشجو را نیز سبب گردیده است. باتوجه به مقدمه فوق سوال این است که فاکتورهای اصلی تاثیر گذار بر بحران موجود در دانشگاه های افغانستان کدام ها بوده و چگونه می توان ان را مهار کرد؟

سیستم آموزشی کهنه و ناکارامد، وجود فرهنگ کوچه ی در دانشگاه، پیرسالاری و پوهاند پروری و بیسوادی، بسته بودن فضا برای وارد شدن نیروی متخصص  و در یک کلام ادامه راه گذشته باسیستم گذشته وپیرسالار و فاسد از مهمترین فاکتورهای تاثیر گذار بر پایین بودن کیفیت تحصیلی به حساب می اید.  از سوی دیگر قوم گرای نیز از دیگرآفت های دانشگاه های افغانستان است که از یک سو بر پایین بودن کیفیت تحصیلی سایه افگنده و از سوی دیگر خود نیز معلول پایین بودن تخصص گرایی و در نهایت هرج و مرج دانشگاهی ناشی از کیفیت تحصیلی پایین می باشد.

واقعیت این است که سیستم آموزشی در دانشگاه های افغانستان با بحران های جدی روبرو بوده و ادامه این وضعیت جامعه علمی افغانستان را به گند می کشد. دانشگاه به عنوان بزرگترین انقلاب علمی و فرهنگی در جهان، دارای جایگاه بلند بوده و وضعیت علمی دانشگاه های افغانستان توهین به دانشگاه به مفهوم واقعی ان است. بدون شک وضعیت موجود در دانشگاه های افغانستان معلول سیستم اموزشی کهنه و ناکارامد قدیمی بوده که پاسخ گوی نیاز های امروزین جامعه علمی ما نیست. و این وضعیت به پایین بودن کیفیت اموزشی و شکاف های قومی دامن زده است. زیرا در تولید گاه علمی یک جامعه که خبر از تولید علمی و حتا مصرف درست علمی نیست، دست زدن به قوم گرایی و امسال ان امر معمول است.

فرهنگ کوچه ای در دانشگاه ها به عنوان مشکل فردی-دانشجوی از دیگر فاکتورهای است که از یک سو پایین بودن کیفیت آموزشی را به بار اورده و از سوی دیگر به شکاف های قومی دامن زده است. لازمه فرهنگ دانشجوی سالم وجود ارزش های علمی و اصول مبتنی بر ارزش های علمی و نیز رفتارهای مطابق به هنجارهای اکادمیک می باشد. و بر عکس فرهنگ کوچه عاری از این گونه ارزش ها و هنجارها بوده و ارزش های متناسب به کوچه و بازار را می طلبد. پس فرهنگ دانشجوی یعنی فرهنگ مطالعه و تحقیق، فرهنگ نقد و انتقادهای سازنده، فرهنگ مصرف و تولید اندیشه، فرهنگ علم گرایی و تخصص محوری، فرهنگ گفتمان و گفتگو، فرهنگ تساهل و تسامع و... می باشد. اما واقعیت های فرهنگی در درون اکثر دانشگاه های افغانستان نشان دهنده بیماری فرهنگی بوده و نشان دهنده فرهنگ کوچه ای است. باند بازی های دانشجویان، ویل گردی های افراطی، مزاحمت های دانشجویی، اداهای مبنی بر قهرمان بازی و جنگ جوی، نوع برخوردهای درون گروهی و... از مصداق های فرهنگ کوچه در دانشگاه ها است. و نیز نبود فعالیت های علمی- فرهنگی در دانشگاه ها، عدم تولید اندیشه، نبود فرهنگ مطالعه و تحقیق و... از مصداق های بیماری فرهنگی می باشد.

پیر سالاری و بیسواد پروری و نیز بسته بودن فضای دانشگاه ها برای وارد شدن نیروهای کاردان و متخصص نیز به نوبه خود بحران ساز بوده و فضای علمی دانشگاه ها را به فضای ویلگردی و برخورد ها تبدیل نموده است. در نیتیجه می توان گفت که دانشگاه های افغانستان بشدت تمام غرق در بحران بوده و تازمانیکه اصلاحات دقیق و برنامه های علمی در این حوزه بوجود نیاید، وضعیت موجود ادامه خواهد داشت.

 

+ نوشته شده توسط رضاآزادمنش در دوشنبه نوزدهم مهر 1389 و ساعت 12:47 |