گروههای تندرو در دانشگاهها یا افراط و تفریط دوسویه؟
طاهره رضایی
به گزارش بی بی سی، شماری ازدانشجویان درافغانستان، ازگسترش نفوذ گروه های افراطی در برخی دانشگاه های این کشور به شدت نگرانند. گروه هایی که گفته میشود با نوع پوشش بسیاری از دختران دانشجو مخالف اند و پیوسته باپخش اعلامیه ها، دانشجویان را برای مبارزه با آنچه که آزادیهای نا جایز می خوانند، دعوت می کنند. بی بی سی نقل می کند که:" فریده، یکی ازدانشجویان دانشگاه کابل می گوید، برخی استادان دانشگاه که عمدتا "ثقافت اسلامی"(علوم دینی و اخلاق) را تدریس می کنند، دختران دانشجو را وادار می کنند که "لباس تنگ" نبوشند وموهای سرشان نمایان نشود. وی ادامه می دهد که، او مثل خیلی از دختران دیگر در دانشگاه کابل، بخاطر نوع پوشش لباسش که مورد پذیرش یکی ازاستادانش نبوده، دریک ترم درسی، ناکام مانده است. شماری ازاستادان بسیار افراطی هستند، قرائت خاص ازاسلام دارند. به مسایل شخصی، مثلا نوع پوشش دانشجویان دخالت می کنند". بی بی سی با گفته های یکی دیگر از دانشجویان ادامه می دهد. به نقل از بی بی سی:" یاسن همت، یکی دیگر ازدانشجویان دانشگاه کابل می گوید، گروه های افراطی برخی مواقع به صورت علنی دانشجویان را دعوت می کنند، که برای مبارزه با "بی حجابی" دردانشگاه ها به آنها ملحق شوند".
برخی ازدانشجویان می گویند، افراد وابسته به گروه های افراطی دربرخی مواقع بسیار سازمان یافته کار میکنند و توانسته اند تا حدی اهداف خود را ازطریق شماری از استادان و جوانان دانشجو، در شماری از دانشگاه های افغانستان عملی کنند.
اقاری محمد عظیم یکی ازدانشجویان دانشکده شرعیات در دانشگاه کابل است، او معتقد است که پوشش بسیاری از دختران دانشجو غیر اسلامی است و جلوگیری ازچنین پوششی در دانشگاه ها، یک مسولیت دینی برای همه دانشجویان است. در دانشگاه های افغانستان پوشش اسلامی درنظرگرفته نمی شود، ازین جهت هر فرد مسئولیت اسلامی خود را درقبال این موضوع دارد.
واقعیت این است که افراط گرایی دوسه مشکل اساسی جامعه افغانستان است نه وجود گروه های اسلامی به ظاهر تندرو. یعنی در جامعه دونوع رفتار وجود دارد. رفتار اجتماعی و رفتار فردی. در رفتار فردی، فرد می تواند هر انچه را که بخواهد و دوست داشته باشد، عمل نموده و خود او تصمیم گرنده ی نهایی است. مثل لباس نپوشدن فرد در اطاق شخصی خودش. اما رفتار اجتماعی که در جامعه، معمولن تحت تاثیر واقعیت های اجتماعی می باشد، نمی تواند به دلخواه شخص صورت بیگیرد. لباس مناسب پوشیدن و نپوشیدن در محیط اجتماعی، یک رفتار اجتماعی است که تحت سلطه واقعیت های اجتماعی شکل می گیرد. رفتار های اجتماعی در صورت که بیرون از هنجارها و ارزش های اجتماعی صورت بیگیرد، مورد نکوهش جامعه قرار میگیرد. یعنی با کنترول های اجتماعی روبرو می شود. این کنترول ها گاهی رسمی بوده و گاهی در قالب واکنش های گروه از افراد که خود را وابسته به ارزش های اجتماعی خود می دانند روخ می دهد. بدون شک جامعه افغانستان به عنوان یک جامعه، دارایی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی است که از افراد درون جامعه خواسته می شود تا این هنجار ها را رعایت کنند. در غیر این صورت با واکنش دیگران روبرو خواهد شد. رفتار ناهنجار دانشجو چه در قالب بد حجابی باشد و چه در قالب های دیگر، چون رفتار اجتماعی به شمار می اید، بناان تحت تاثیر واقعیت های اجتماعی است و برخورد گروهای مختلف جامعه با ان شکایت ندارد. مثل این است که گروه های اختطاف کودک بگویند که دولت و مردم چرا با ما بر خورد می کنند. این خواسته به همان اندازه احمقانه است که خواسته ی دانشجویان برای لباش پوشیدن تنگ و مو نشان دادن احمقانه است. زیرا این عمل به هیچ عنوان رفتار فردی نیست. این عمل رفتار اجتماعی است و تحت تاثیر واقعیت های اجتماعی می باشد. رفتار فردی این نیست که یک زن و یا یک مرد بدون لباس در جامعه اسلامی برایند و بگویند این ازادی فردیی من است. ازادی فردی در اعمال فردی قابل تطبق است نه در اعمال اجتماعی. بدون شک عبور از هنجار های اجتماعی جامعه در همه جا با کنترول های اجتماعی روبرو می شود. افغانستان نیز یکی از این ها است.
به بیان دیگر، واقعیت های اجتماعی تا زمانی که بر اذهان عامه مردم سوار باشد، بر رفتار اجتماعی افراد تاثیر داشته و خواهد داشت. واقعیت اجتماعی در هر جامعه در بستر خاص ان جامعه شکل می گیرد. هنجارها و ارزش های اسلامی واقعیت های اند که در جامعه افغانستان ریشه تاریخی داشته و تا کنون نیز بر اذهان بخش از اعضای جامعه سوار است. تا زمانیکه واقعیت های اجتماعی افغانستان بصورت گلی تغییر نکند، رفتار اجتماعی افغانستان باید در قالب ان صورت بی گیرد. نسل جدید افغانستان بدون در نظر داشتن واقعیت های اجتماعی جامعه خود و از همه بد تر، بدون در نظر داشت و حتا بدون فهم اینکه رفتار های فردی چیست و در کجا باید عمل شود، دست به اعمال افراطی تر می زنند که با واقعیت های جامعه ما در تضاد هست. پش نهاد من برای دانشجوی معترض این است که اولن تفاوت های رفتار فردی با رفتار های اجتماعی را بیداند و بعد اعتراض کند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، واقعیت این است که بخش از رفتار های نسل جدید به مراتب افراطی تر بوده و بشدت تمام ناهنجار می باشد. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که کنترول اجتماعی و بازگشت به ارزش های دیرینه اجتماعی به هیچ عنوان عقب مانده گی و تاریک اندشی نبوده و عبور از ان ها نیز به معنای پشرفت و ترقی و روشن اندیشی نخواهد بود. در هیچ دیدگاه شما نمی توانید پایبندی به ارزش های اجتماعی را مانع پشرفت قلمداد کنید. سردم دار نظریه های ضد سنت، انهم نه ضد ارزش های اجتماعی، دیدگاه نوسازی است که ان هم در مطالعات جدید خود سنت را مانع پشرفت نمی داند. دیگر خود دانید.